350. نانای دیگه !
سه شنبه ظهر خونه ی خاله انوشه بودیم و بسی خوش گذشت :* ما با آژانس رفتیم چون تو طرح بود خونه ی خاله ... اولا که هرجا اقاهه ترمز میکرد میگفت عمو چی شددد ؟
بعد به یه میوه فروشی رسیدیم گفت ریسیدیم خاله !!! سر ظهر بود و اذان پخش میشد برگشته به اقاهه میگه نانای دیگه ! یعنی بزن یه اهنگ دیگه پخش شه 
واسه اینکه عاشق لباسهای نوشته دار شدی خاله تهمینه ی مهربون برات پیکسل حرف درست کرده که وصل کنم به لباست :* دیشب خواب بودی و چون سوزن داره بابات دبلیوس ت رو بقول خودت دراورد ... نصفه شب گفتی دبلیوس ! بابا گفته شاید داری خواب میبینی ! بعد برگشتی گفتی بابا دبلیوس :))) هیچی دیگه بابا پاشده دبلیوست رو وصل کرده برات :)))

اینم خاله زهرای دوست داشتنی برات درست کرده :*

الان دمپایی پات کردم میگی خوشگله ! والا خوشگله 
به پرتقال میگه پوگوتال !
خیلی بانمک ترکید رو استفاده میکنی . اولا که چیزی میخوای به من بدی میگی مامان بده ! بعد الان تو ماشین قمقمه دستت بود ابش ریخته بود میگی مامان بده تیتیگید :)))


350. نانای دیگه !
